محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )

3836

تاريخ الطبرى ( فارسي )

چنان بود كه وقتى مردم ابر شهر و بيورد و سرخس و هرات كه قتيبه بدانها نامه نوشته بود ، پيش وى آمدند با آنها سوى مرو روذ رفت و حماد بن مسلم را در كار جنگ جانشين خويش كرد ، عبد الله بن اهتم را نيز عهده دار خراج كرد . گويد : وقتى مرزبان مرو روذ از آمدن قتيبه به ولايت خويش خبر يافت به ديار پارسيان گريخت ، قتيبه به مرو رسيد و دو پسر وى را بگرفت و بكشت و بياويخت آنگاه سوى طالقان رفت كه فرمانرواى آنجا بماند و با وى نبرد نكرد ، قتيبه نيز دست از او بداشت . دزدانى آنجا بودند كه قتيبه آنها را بكشت و بياويخت ، آنگاه عمرو بن مسلم را بر طالقان گماشت و سوى فارياب رفت ، شاه فارياب به اطاعت و تسليم پيش وى آمد كه قتيبه از او خشنود شد و آنجا كسى را نكشت و يكى از مردم باهله را بر آنجا گماشت . گويد : فرمانرواى گوزگان خبر آنها را بدانست و سرزمين خويش را رها كرد و به فرار سوى كوهستان رفت . قتيبه سوى گوزگان رفت و مردم آنجا به اطاعت و تسليم پيش وى آمدند كه از آنها پذيرفت و كسى را آنجا نكشت و عامر بن مالك حمانى را بر گوزگان گماشت . گويد : آنگاه قتيبه سوى بلخ رفت و اسپهبد با مردم بلخ پيش وى آمد . قتيبه وارد بلخ شد و بيش از يك روز آنجا نماند و از پى عبد الرحمان برفت تا به درهء خلم رسيد كه نيزك از آنجا گذشته بود و در بغلان اردو زده بود و جنگاورانى بر دهانهء دره و تنگه هاى آن گماشته بود كه آنجا را حفظ كنند ، آن سوى دره نيز در قلعه اى استوار جنگاورانى نهاده بود . گويد : قتيبه روزى چند بماند و بر دهانه دره با آنها جنگ كرد و كارى از پيش نبرد و وارد دره نتوانست شد كه تنگه اى بود و رود از ميان آنها مىگذشت و راهى كه به نيزك رسيد جز دره نمىشناخت و بيابانى كه عبور سپاه از آن مسير نبود و همچنان متحير مانده بود و چاره مىجست .